قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2100
تاريخ الفي ( فارسى )
آستانهء جامع غزنين ساختند « 1 » . و إلى يومنا هذا « 2 » آن سنگ در جامع غزنين است . و به صحّت رسيده كه در وقتى كه يمين الدّوله خواست كه سومنات را بشكند جمعى از براهمه به عرض رسانيدند كه : اگر پادشاه اين بت را بگذارد ، ما چندين كرور زر به خزانه و اصل مىسازيم . و اين معنى را جمعى از امرا قبول كرده به سلطان گفتند كه از شكستن اين سنگ چندان نفعى حاصل نيست و اين مبلغ كه اين جماعت مىدهند بسى فوايد از آن متصوّر است . يمين الدّوله در جواب گفت : من اين معنى را نيز مىدانم ، امّا من دوست مىدارم كه روز قيامت مرا چنين آواز كنند كه : كجاست محمودى كه اعظم اصنام كفّار را به زر فروخته « 3 » . القصّه ، چون يمين الدّوله آن بت را شكست از ميان آن آن مقدار جواهر نفيس و لآلى شاهوار پيدا شد كه صد برابر ، بلكه زياده از صد برابر آنچه براهمه مىدادند بود . و نزد اهل هند جميع بتهاى ديگر كه در بلاد هند بود به منزلهء نوّاب و حجّاب سومنات مىدانستند ؛ لهذا هر شب سومنات را به آب تازهء گنگ غسل مىدادند . با آنكه مسافت ميان سومنات و نهر گنگ زياده از دويست فرسخ خواهد بود و اين نهر گنگ در جانب شرقى هندوستان واقع است و اهل هندان نهر را نيز عبادت مىكنند و استخوان موتى خود را در آنجا مىريزند . و در اكثر تواريخ معتبره مسطور است كه ده هزار ده معمور وقف بتخانهء سومنات بود و هميشه زياده از هزار برهمن در آن بتخانه به عبادت مشغول مىبود و زنجيرى از طلا به وزن دويست من هند در آن بتخانه آويخته بودند و زنگها و درايها در وى تعبيه كرده بودند و چند نفر موكّل بودند بر ساعات شبانهروزى و كار ايشان آن بود كه بعد از چند ساعت آن زنجير را حركت مىدادند تا از آن درايها آوازى مىآمد و طايفهاى از برهمنان به عبادت برمىخواستند . و از جمله خادمان آن بتخانه سيصد كس از براى سرتراشى زايران آنجا متعيّن بودند و سيصد نفر ديگر از براى ساز مقرّر بودند و پانصد كنيز رقّاص هميشه ملازم آن بتخانه بودند . و اكثر سلاطين و راجههاى هند دختران خود را نذر آن بتخانه مىنمودند و هر يكى از خدمتكاران وظيفهاى مقرّرى داشتند كه در آن اوقات بىقصور ايشان مىرسيد . و در هر كسوفى ، از اكناف و اطراف ديار هند خلايق نامحصور به زيارت آن بتخانه مىآمدند ؛ چنانچه در اكثر تواريخ مسطور است كه در هر كسوفى از سومنات دويست هزار نفس ، بلكه زياده از آن جمع مىشدند و نذور بسيار مىآوردند .
--> ( 1 ) . سلطان محمود از اين كار قصد آن داشت كه نشانه و آثار بتشكنى وى سالها باقى بماند . قسمتى از آن بت را نيز به مكّه و مدينه هم فرستاده بود . ( 2 ) . و تا امروز . - و . ( 3 ) . توصيفهاى خيالانگيزى در بعضى روايات مورّخان ، از جمله در الكامل ابن أثير ، آثار البلاد قزوينى و نخبة الدهر دمشقى با خلطها و مبالغههايى بسيار در مورد اين معبد شده است .